***به وبلاگ تخصصی محبت اهل بیت خوش آمدید***جهت دسترسی به مطالب مختلف، به بخش موضوعات مراجعه نمایید***
 


 
کدامیک ؛ آدم یا سگ؟ (1)

دوستان سلام بحث بسیار دقیق و مهمی را مطرح می کنیم که علامت سوال آن هنوز در ذهن خیلی ها پاک نشده است بنابراین با دقّت همراه ما باشید و بخاطر حساس بودن این بحث در چند پست جدا گانه بحث می کنیم

موضوع بحث : آیا صحیح می باشد افرادی که در مقابل معبود یا اهل بیت ، خود را سگ می دانند و یا می نامند؟

روشن کردن روش بحث : از آنجا گفتن هر جمله ایی نشان از عقیده باطنی افراد دارد بنابراین اول بحث ما این است که آیا اعتقاد به چنین مطلبی صحیح است یا خیر؟

به یک عبارت دیگر اینکه فردی بدون اظهار کردن این کلمه ، یک حالت درونی داشته باشد که خود را مقابل اهل بیت سگ بداند فلذا در آخر بحث در مورد جایز بودن یا نبودن گفتن این لفظ در مجالس خصوصی یا عمومی بحث می کنیم

اعتقاد به سگ بودن

از شروط اصلی بندگی در درگاه خداوند و زانو زدن شاگرد نزد استاد مطلق ، این هست که فرد مطیع محضِ مولا باشد تا جائیکه خود را در مقابل مولا چیزی و یا اصلاً نبیند این اوج درجه فناء می باشد کما اینکه در اخبار داریم که حضرت موسی کلیم الله نه تنها نباید خود را سگ بداند باید از همه مخلوقات پایین تر بداند

ابن فهد حلّی می گوید: بعضى از اصحاب براى من حديث كرد كه خداى تعالى به موسى (ع) وحى فرمود: كه وقتى براى مناجات آمدى كسى را كه تو بهتر از او هستى به همراه بياور. حضرت موسى به هر كس كه مى‏رسيد، جرأت نمى‏كرد كه بگويد من بهتر از او هستم مردم را رها كرد و در اصناف حيوانات جستجو كرد تا آنكه به سگ گر گرفته‏اى رسيد. حضرت با خود گفت اين سگ را با خود مى‏برم. آنگاه ريسمانى در گردن سگ كرد و با خود برد وقتى در بين راه رسيد طناب را از سگ باز كرد و رهايش نمود وقتى به مناجات پروردگار رسيد.

... قَالَ يَا مُوسَى أَيْنَ مَا أَمَرْتُكَ بِهِ قَالَ يَا رَبِّ لَمْ أَجِدْهُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَوْ أَتَيْتَنِي بِأَحَدٍ لَمَحَوْتُكَ مِنْ دِيوَانِ النُّبُوَّةِ

پروردگار فرمود: اى موسى! چرا آنچه كه من امر كردم نياوردى؟ عرضه داشت: پروردگارا! من آن را نيافتم. خداى تعالى فرمود قسم به عزت و جلالم! اگر كسى را با خود مى‏آوردى، اسم تو را از ديوان پيامبرى محو مى‏كردم. (عده الداعی ص 218)

قال رسول الله: ... ثُمَّ يَرْجِعَ إِلَى نَفْسِهِ فَيَكُونَ أَعْظَمَ حَاقِرٍ لَهَا (سفینه البحار ج 3 ص 267)

رسول الله فرمود: اى اباذر ... آنگاه به نفس خود نظر كند و آن را از همه پست‏ تر قرار دهد.

چنانچه برخی از علماء اخلاق در باب کبر و تواضع گفتند انسان باید خود را از خاک هم پایین تر بداند

این روایات همه ناظر به باب تواضع و هیچ ندانستن خود در برابر مخلوقات خداوند می باشد و حیثیّت جسمی را در برمی گیرد

نتیجه: بنابراین انسان نه تنها باید در درون خود حالتی ایجاد کند که خود را مساوی با سگ بلکه پایین تر از آن و همه مخلوقات خداوند بداند

منتظر پست بعدی باشید



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، انواع محبّت
:: برچسب‌ها: سگ اهل بیت, محبت اهل بیت, تواضع, درمان غرور
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393
نمی دانیم او کیست!!!

او کیست؟

مگر نمی گویند: نائب وقتی که سلطان نیست حق نیابت دارد؟ پس چرا وقتی سلطان عالم امام زین العابدین بود ایشان نائبۀ الحسین بود؟

مگر امام رضا به معروف کرخی نفرمود: دیگر این کرامات را در حضور ما انجام نده ؟ پس چرا او در حضور سید الساجدین کرامات تکوینی انجام می داد؟

مگر در روایت نداریم که در عصری که دو امام باشند یکی ناطق و دیگری صامت هست بنابراین چرا در حضور امام ناطق خطبه خواند؟

مگر نیامده که همه محتاج امام هستند و معصوم به کسی التماس دعا نمی گوید ؛ اما چرا سیدالشهداء به ایشان فرمود: در نماز شب فراموشم نکن!!!

اصلاً اینها را رها کنیم ...

مگر نمی دانیم که هیچ فعلی برای غیر امام جای اثر عمل برای امام را پر نمی کند ، پس چه می شود؟ که رسول الله می فرمایند: گریه بر او حکم گریه بر امامین حسنین دارد!!! ( نه عمل برای یک امام بلکه دو معصوم را می گیرد)

تا جایی پیش رفتیم که کلید فرج را با قسم بحق او بکار می افتد

حرف آخر: تمام انبیاء بر مصیبت اباعبدالله گریستند ولی گریه بر مصیبت او فقط در شأن امام زمان می باشد

عزیزان دانستید وی کیست؟؟؟؟

                   

 

پست بعدی وبلاگ " کدامیک ؟ آدم یا سگ! "



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت
:: برچسب‌ها: محبت اهل بیت, فضایل حضرت زینب, نائبه الحسین, کرامات حضرت زینب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : دوشنبه سیزدهم مرداد 1393
حکایت نامه سفید

دوستان سلام ؛ بخش جدیدی و خواندنی به نام "حکایت و پند عاشق" که شامل داستان های کوتاه می باشد به وبلاگ افزوده شد.

عارفی فرمود: فردای محشر به امر الهی به مردی نامه ایی می دهند که بخواند چون نامه را می گیرد هر چه در آن می نگرد از معصیت و طاعت چیزی ندیده عرض می کند: الهی ؛ نوشته نیست در نامه ، چه می خواهی؟ خطاب آید: که من نیک و بد عشاق خود را به نامه در نیارم. ( هزار و یک مطلب خواندنی کشکول ص 188 )



:: موضوعات مرتبط: حکایت و پند عاشق
:: برچسب‌ها: محبت اهل بیت, نامه خدا به عاشق, محبت خداوند
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393
من محبّت اهل بیت دارم!!!

أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْحُبَّ الَّذِي تُحِبُّونَّا لَيْسَ‏ بِشَيْ‏ءٍ صَنَعْتُمُوهُ وَ لَكِنَّ اللَّهَ صَنَعَهُ. (محاسن ج‏1 ص 149)

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: همانا داناتر هستم به اینکه ، این محبّتی که ما را دوست دارید شما هیچ دخالتی در ایجادش نداشتید بلکه خداوند او را ایجاد کرده است.

حرف اول: خلقت امور بسیار مقدّس حتما باید توسط ذات اقدس باشد و محبّت از جمله این مخلوقات می باشد.  یعنی باید خَلَقَنِي‏ باشد نه خَلَقْنَا

حرف دوم: در ایجاد نقشی نداریم و لکن در کم و زیاد و حتّی خدای نکرده از بین بردن محبّت حتماً نقش داریم زیرا می فرماید: لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها (طلاق / 7 )

ترجمه: خداوند هيچ كس را تكليف نمی ‏كند مگر به مقدار توانایی كه به او داده‏ است.

تکلیف ما مقابل این محبّت چیست؟ شاید هم تکالیف ما چیست؟

لطیفه: خدایی عجب امام باد ما را خالی کرد که جایی نگوییم من محبّت اهل بیت دارم زیرا ما کاره ایی نیستیم و لکن شاید بشود گفت: که بصورت امانتی محبت دارم .

 



:: موضوعات مرتبط: احادیث محبّین
:: برچسب‌ها: محبت اهل بیت, علت محبت, اهل بیت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد 1393
ختم برای بیرون بردن محبّت

                            

فکر معشوق های مجازی گاهی انسان ها را از زندگی می اندازد فلذا یک ختمی از یکی از بزرگان اهل ذکر به دستم رسیده که  می نویسم

اگر چناچه کسی گرفتار عشق فردی هست و می خواهد از این محبّت رهایی پیدا کند به مدّت چهل روز روزی صد مرتبه بگوید: يَا خَيْرَ حَبِيبٍ وَ مَحْبُوبٍ

البته خواندن زیارت جامعه کبیره هم به مدّت چهل روز همین خاصیت رو دارد

البته اگر کسی هم می خواهد با نگاه به دیگران محبّت طرف تو  دلش نیافتد به محض اینکه نگاه کرد بعدش بگوید: يَا خَيْرَ حَبِيبٍ وَ مَحْبُوبٍ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

نکته: این ختوم چه برای پسر و چه برای دختر کاربرد دارد

                                                     



:: موضوعات مرتبط: اذکار و ختوم محبّین
:: برچسب‌ها: محبت اهل بیت, ختم, نگاه به نامحرم, ختم زیارت جامعه کبیره
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : شنبه سوم خرداد 1393
روح محبت
می دانم شاید این چیزها باورش برای شما سخت باشد نزد خود فکر کنید آیا اینها افسانه نیست؟
 

اما واقعیت این است که این چنین مردی بین ما بود و این چنین حالات واقعیت داشت

 

شاید در عالم خیال هم فکرش را نمی کردم یک روزی قسمتی از خاطرات زندگی شخصیتی را بنویسم که عزیزتر از هر کسی برایم بود و هست.

 

بزرگواری که تمام حیاتم را مدیون وی هستم  هنوز لحظه ایی که را که برای اولین بار چهره این مرد خدا را دیدم یادم هست و جملاتی را که می فرمود بر لوح قلبم نوشته شده است عجیب لحظاتی را محضرش بودیم رقم می زد انگار در بهشت راه می رفتی و زمان را درک نمی کردی

 

هنوز همتایی را در با وجود دیدن بزرگانی دیگر برایش پیدا نکردم و جایش هنوز در زندگی خود خالی می بینم وقتی افسار کلام را بدست می گرفتند انگار دارد بر او وحی نازل می شود و انتقال می دهد درست دوای دردت را می فرمود.

 

وقتی نگاهت می کرد مانند .......

.

.

.

ادامه مطلب همراه با تصاویر .......

 



:: موضوعات مرتبط: آشنایی با مردان عشق
:: برچسب‌ها: آیت الله ایازی, زندگینامه, حوزه علمیه
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : شنبه بیستم اردیبهشت 1393
آیا عشق محمد بس است و آل محمد؟؟؟
 

عبارت زیارت آل یس

لَا حَبِيبَ إِلَّا هُوَ وَ أَهْلُهُ ( احتجاج ؛ ج‏2 ص 494)

ترجمه: دوست و محبوبی جز تو ( رسول الله ) و اهل بیت تان نیست

سوال: آیا درست کردن مکتب اختصاصی محبّت دارد دیگران را نفی می کند؟

جواب: توجه به نقطه واحد کامل که روزنه ایی برای نگاه به عموم افراد باشد نیاز می باشد چون می توان هم کامل و هم جامع ، افراد را دید

عبارت دارد  نقطه شروع حب و نقطه پایان بر اساس محوری واحد که با میزان سنج دقیق همراه است را نشان می دهد که از نظر علمی (نقطه شروع ، نقطه پایان ، محور واحد ، میزان سنج ) لازمه هر فعلی می باشد

محبت اهل بیت مانند  قله ایی هست که با رسیدن به نوک قله از بالای کوه واقعیت پایین قله را می بینیم و با واقع نگری و به اندازه محبّت را بین اطرافیان خود تقسیم می کنیم و جز این راهی نیست

فلذا هر کس محبتش به اهل بیت بیشتر باشد حب وی به بندگان خداوند حتّی حیوانات بیشتر می شود شیخ جعفر مجتهدی بخاطر یک مورچه چند کیلومتر پیاده می رود تا او را به خانه اش برگرداند و هزاران از این اتفاقات در کتب نوشته شده هست

بنابراین نه تنها این مکتب اختصاصی دیگران را نفی نمی کند بلکه دارد همه را اثبات می کند

 



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت
:: برچسب‌ها: محبت اهل بیت, مکتب محبت, فقط عشق اهل بیت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393
قدرت چادر حضرت زهرا چقدر است؟

شفاعت چادر حضرت در دنیا

 

ابن شهر آشوب و قطب الدين راوندى گويند:

 

روايت شده كه امیرالمومنین على عليه السّلام مقدارى جو از يك يهودى قرض كرد، يهودى گفت:

 

بايد در ازاى آن چيزى را به عنوان رهن در نزد من بگذارى. و على عليه السّلام چادر حضرت فاطمه (عليها السّلام) را كه پشم بود به او داد. آن شخص چادر را گرفته و به خانه برده، در اطاقى گذاشت.

به هنگام شب زن آن شخص براى انجام كارى داخل اطاق مذكور گرديد و نورى را ديد كه اطاق را روشن كرده، فورا از اطاق خارج شد و آنچه را ديده بود به شوهرش اطلاع داد، مرد يهودى كه فراموش كرده بود چادر فاطمه عليها السّلام در آن اطاق است

 

دَخَلَ الْبَيْتَ فَإِذَا ضِيَاءُ الْمُلَاءَةِ يَنْشُرُ شُعَاعُهَا كَأَنَّهُ يَشْتَعِلُ مِنْ بَدْرٍ مُنِيرٍ يَلْمَعُ مِنْ قَرِيبٍ 

تعجّب نمود و به سرعت برخاسته داخل آن اطاق گرديد و بلافاصله دريافت كه آن نور از چادرى ساطع مى‏شود كه على (عليه السّلام) آن را گرو گذاشته است.

 

 پس آن مرد يهودى و همسرش از خانه خارج شده و هر يك به سوى اقوام خويش شتافته و آنها را از معجزه‏اى كه ديده بودند آگاه نمودند، و در اثر اين واقعه هشتاد نفر از آنها به اسلام متمايل گرديده و ايمان آوردند. (مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 387)

 

شفاعت چادر حضرت در آخرت .....

                                 

ادامه مطلب را مطالعه کنید ...............

 

 



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، انواع محبّت
:: برچسب‌ها: محبت حضرت زهرا, فضایل حضرت زهرا, قدرت شفاعت حضرت زهرا, راز اشک سیدالشهداء
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : شنبه نهم فروردین 1393
آیا معشوق واقعی را ندیدی؟

بشر حافى گفت: در بازار بغداد مي گذشتم دیدم شخصی را هزار تازيانه زدند و آخ هم نگفت بعد او را بسوی زندان بردند

 

به دنبالش رفتم و از وی پرسيدم: علت اين تازیانه خوردنت برای چه بود؟

 

جواب داد: بخاطر اینکه شیفته عشق خود شدم  گفتم: چرا ناله نكردى تا بلکه تخفیفی به تو می دادند

 

گفت: چون دیدم معشوقم نظاره گر بود چنان غرق در نگاه عشقم بودم كه پرواى زاري نداشتم

 

گفتم: اگر نگاهت به دیدن معشوق اکبر (خداوند عالم) بود باز هم چنین بودی؟

 

نعره‏اى زد و جان خود را فدای این سخن کرد (كشف الأسرار  ج‏1، ص 423)



:: موضوعات مرتبط: حکایت و پند عاشق
:: برچسب‌ها: محبت خداوند, عبرت, ادب مقابل محبوب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : سه شنبه پنجم فروردین 1393
ماجرای شنیدنی ادرار بشر حافی!!!

داستان عبرت آموز ، بشر حافی که از وزراء یا منشی های دولت هارون الرشید ملعون بوده و به عنایت امام موسی کاظم (علیه السلام) توبه و به مقامات معنوی دست پیدا کرد.

                                       

سید  جلیل محمد باقر خوانساری در کتاب روضات الجنّات در حالات "بشر حافی" از خط "شهید ثانی" که او از کتاب المدهش ابوالفرج بن جوزی ار علمای اهل سنّت حنبلی نقل نموده حکایت کرده است :

هنگامی که بشر حافی مریضی سختی که بعدها منجبر به فوتش شد دچار شد رفقای و دستان وی به دیدن وی آمدند و گفتند: ما تصمیم گرفتیم که قاروره (ظرف شیشه مخصوص ادرار) تو را که در آن ادرار کردی را پیش طبیب ببریم تا بعد از تشخیص بیماری تو را مداوا کند.

بشر وقتی این سخنان را شنید گفت : من در محضر خداوند طبیب هستم و او مرا می بیند و معاینه می کند و هر چه می خواهد با من انجام می دهد. دوستانش گفتند: که فلان طبیب نصرانی پزشک بسیار حاذقی است و باید ظرف شیشه تو را به نزد او ببریم

پس بشر گفت: مرا رها کنید چرا که طبیب(خداوند) خودش مرا مریض و ناخوشحال نموده (و او اگر بخواهد مرا مداوا می کند) رفقا گفتند: جز این کار چاره ایی نیست (باید این کار را انجام دهیم)

بشر دید که دوستان از تصمیم خود منصرف نمی شوند به خواهر خود گفت :......

 

 

ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید.....

 

 



:: موضوعات مرتبط: داستان های جالب از محبّت
:: برچسب‌ها: زندگینامه, داستان, خوف خدا
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392