X
تبلیغات
وبلاگ تخصصی محبّت اهل بیت
***به وبلاگ تخصصی محبت اهل بیت خوش آمدید***جهت دسترسی به مطالب مختلف، به بخش موضوعات مراجعه نمایید***
 


 
آیا عشق محمد بس است و آل محمد؟؟؟

عبارت زیارت آل یس

لَا حَبِيبَ إِلَّا هُوَ وَ أَهْلُهُ ( احتجاج ؛ ج‏2 ص 494)

ترجمه: دوست و محبوبی جز تو ( رسول الله ) و اهل بیت تان نیست

سوال: آیا درست کردن مکتب اختصاصی محبّت دارد دیگران را نفی می کند؟

جواب: توجه به نقطه واحد کامل که روزنه ایی برای نگاه به عموم افراد باشد نیاز می باشد چون می توان هم کامل و هم جامع ، افراد را دید

عبارت دارد  نقطه شروع حب و نقطه پایان بر اساس محوری واحد که با میزان سنج دقیق همراه است را نشان می دهد که از نظر علمی (نقطه شروع ، نقطه پایان ، محور واحد ، میزان سنج ) لازمه هر فعلی می باشد

محبت اهل بیت مانند  قله ایی هست که با رسیدن به نوک قله از بالای کوه واقعیت پایین قله را می بینیم و با واقع نگری و به اندازه محبّت را بین اطرافیان خود تقسیم می کنیم و جز این راهی نیست

فلذا هر کس محبتش به اهل بیت بیشتر باشد حب وی به بندگان خداوند حتّی حیوانات بیشتر می شود شیخ جعفر مجتهدی بخاطر یک مورچه چند کیلومتر پیاده می رود تا او را به خانه اش برگرداند و هزاران از این اتفاقات در کتب نوشته شده هست

بنابراین نه تنها این مکتب اختصاصی دیگران را نفی نمی کند بلکه دارد همه را اثبات می کند



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393
قدرت چادر حضرت زهرا چقدر است؟

شفاعت چادر حضرت در دنیا

ابن شهر آشوب و قطب الدين راوندى گويند:

روايت شده كه امیرالمومنین على عليه السّلام مقدارى جو از يك يهودى قرض كرد، يهودى گفت:

بايد در ازاى آن چيزى را به عنوان رهن در نزد من بگذارى. و على عليه السّلام چادر حضرت فاطمه (عليها السّلام) را كه پشم بود به او داد. آن شخص چادر را گرفته و به خانه برده، در اطاقى گذاشت.

به هنگام شب زن آن شخص براى انجام كارى داخل اطاق مذكور گرديد و نورى را ديد كه اطاق را روشن كرده، فورا از اطاق خارج شد و آنچه را ديده بود به شوهرش اطلاع داد، مرد يهودى كه فراموش كرده بود چادر فاطمه عليها السّلام در آن اطاق است

دَخَلَ الْبَيْتَ فَإِذَا ضِيَاءُ الْمُلَاءَةِ يَنْشُرُ شُعَاعُهَا كَأَنَّهُ يَشْتَعِلُ مِنْ بَدْرٍ مُنِيرٍ يَلْمَعُ مِنْ قَرِيبٍ 

تعجّب نمود و به سرعت برخاسته داخل آن اطاق گرديد و بلافاصله دريافت كه آن نور از چادرى ساطع مى‏شود كه على (عليه السّلام) آن را گرو گذاشته است.

 پس آن مرد يهودى و همسرش از خانه خارج شده و هر يك به سوى اقوام خويش شتافته و آنها را از معجزه‏اى كه ديده بودند آگاه نمودند، و در اثر اين واقعه هشتاد نفر از آنها به اسلام متمايل گرديده و ايمان آوردند. (مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 387)

شفاعت چادر حضرت در آخرت .....

                                 

ادامه مطلب را مطالعه کنید ...............





:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت، انواع محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : شنبه نهم فروردین 1393
آیا معشوق واقعی را ندیدی؟

بشر حافى گفت: در بازار بغداد مي گذشتم دیدم شخصی را هزار تازيانه زدند و آخ هم نگفت بعد او را بسوی زندان بردند

به دنبالش رفتم و از وی پرسيدم: علت اين تازیانه خوردنت برای چه بود؟

جواب داد: بخاطر اینکه شیفته عشق خود شدم  گفتم: چرا ناله نكردى تا بلکه تخفیفی به تو می دادند

گفت: چون دیدم معشوقم نظاره گر بود چنان غرق در نگاه عشقم بودم كه پرواى زاري نداشتم

گفتم: اگر نگاهت به دیدن معشوق اکبر (خداوند عالم) بود باز هم چنین بودی؟

نعره‏اى زد و جان خود را فدای این سخن کرد (كشف الأسرار  ج‏1، ص 423)



:: موضوعات مرتبط: کلمات کوتاه برای محبّین
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : سه شنبه پنجم فروردین 1393
ماجرای شنیدنی ادرار بشر حافی!!!

داستان عبرت آموز ، بشر حافی که از وزراء یا منشی های دولت هارون الرشید ملعون بوده و به عنایت امام موسی کاظم (علیه السلام) توبه و به مقامات معنوی دست پیدا کرد.

                                       

سید  جلیل محمد باقر خوانساری در کتاب روضات الجنّات در حالات "بشر حافی" از خط "شهید ثانی" که او از کتاب المدهش ابوالفرج بن جوزی ار علمای اهل سنّت حنبلی نقل نموده حکایت کرده است :

هنگامی که بشر حافی مریضی سختی که بعدها منجبر به فوتش شد دچار شد رفقای و دستان وی به دیدن وی آمدند و گفتند: ما تصمیم گرفتیم که قاروره (ظرف شیشه مخصوص ادرار) تو را که در آن ادرار کردی را پیش طبیب ببریم تا بعد از تشخیص بیماری تو را مداوا کند.

بشر وقتی این سخنان را شنید گفت : من در محضر خداوند طبیب هستم و او مرا می بیند و معاینه می کند و هر چه می خواهد با من انجام می دهد. دوستانش گفتند: که فلان طبیب نصرانی پزشک بسیار حاذقی است و باید ظرف شیشه تو را به نزد او ببریم

پس بشر گفت: مرا رها کنید چرا که طبیب(خداوند) خودش مرا مریض و ناخوشحال نموده (و او اگر بخواهد مرا مداوا می کند) رفقا گفتند: جز این کار چاره ایی نیست (باید این کار را انجام دهیم)

بشر دید که دوستان از تصمیم خود منصرف نمی شوند به خواهر خود گفت :......



ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید.....





:: موضوعات مرتبط: داستان های جالب از محبّت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392
بر فاطمه چه گذشت و می گذرد ؟

چهار خصوصیت حضرت زهرا در هنگام شهادت

فرازی از زیارت حضرت زهرا در روضه مقدّسه ؛ که ما بين قبر پیامبر اکرم و منبر می باشد:

اللَّهُمَّ إِنَّهَا خَرَجَتْ مِنْ دُنْيَاهَا مَظْلُومَةً مَغْشُومَةً قَدْ‏ مُلِئَتْ دَاءً وَ حَسْرَةً وَ  كَمَداً وَ غُصَّةً تَشْكُو إِلَيْكَ وَ إِلَى أَبِيهَا مَا فَعَلََ بِهَا

ترجمه: پروردگارا او ( فاطمه الزهراء) در حالی از دنیا رفت که ظلم دیده و ستمدیده بود و درد و غم و اندوه‏ و چهره گرفته شده و افسوس ؛ او را فرا گرفته بود و آنچه به او(امّت) انجام دادند بسوی تو و پدرش شكوه می کند. ( بحار ج 97 ص 198 ، المزار ابن مشهدی ص 79 ، مزار شهید اول ص 20 )


                           

خصوصیّت اول ؛.....


ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید.....



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت
:: ادامه مطلب
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392
معادله حل نشدنی!!!

می دانم نیازی به من و ما نداری و بی نیاز مطلقی...

فقط یک سوال ؛ اگر احتیاجی به ما نداری پس چرا محبّت به بندگان خویش داری؟

آن هم شدیدتر از پدر و مادر!!!

مگر نه این است که بی نیازی؟



:: موضوعات مرتبط: مناجات اهل محبّت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392
آیا گرفتاری؟

امام رضا (عليه السلام) فرمودند:

هر گاه براى شما سختى و مشكلى پيش آمد از ما استعانت ( کمک ) بجوئيد و بوسيله ما ، از خداوند رفع مشكلات خود را بخواهيد.

خداوند متعال مي فرمايد: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها ( اعراف / 180)

ترجمه: خدا را نام‏هاى نيكوتر است او را به آنها بخوانيد.

امام صادق (عليه السلام) فرمود: به خداوند سوگند ما اسماء حسنى هستيم خداوند عمل كسى را قبول نمي كند مگر به معرفت ما. (مسند الإمام الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 335) 

                                                         

منظور از قبول نشدن یعنی عمل اصلاً عمل نیست تا اینکه قبول بشود یا نشود اهل بیت اول عمل و آخر هر عملی می باشند.

خوشابحال با معرفتها که وقتی رو به قبله می کنند یاد کلام نَحْنُ قِبْلَةُ اللَّه ؛

در کنار کعبه یاد نَحْنُ كَعْبَةُ اللَّه‏ ؛

با روزه یاد نَحْنُ الصِّيَام‏ ؛

با خواندن آیات قرآن یاد نَحْنُ الْآيَات‏

و در نماز یاد نَحْنُ الصَّلَاة می افتند.

یاد کنیم تا به حقیقت برسیم.

                                                      



:: موضوعات مرتبط: احادیث محبّین
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : جمعه نهم اسفند 1392
زندگی راحت

                        

                         


بر فرض اینکه اگر قیامتی نبود سزاوار بود حبّ دنیا برای دنیا ترک می شد



:: موضوعات مرتبط: کلمات کوتاه برای محبّین
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : سه شنبه ششم اسفند 1392
داستان عجیب اهل ثرثار

عَمْرو بن شِمْر می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنيدم كه فرمود: همانا قومى معروف به اهل (ثَرْثَار) در يمن زندگى مى‏كردند كه خداوند نعمت را بر آنها تمام كرده بود و آنها از مغز گندم نام سفيد مى‏پختند و آنقدر غرق در نعمت بودند كه كودكان خود را با نان سفيد استنجاء (پاک کردن مدفوع) مى‏كردند، تا آنجا كه از آن نان هاى نجس كوهى به وجود آمد.

روزى مرد صالحى از آنجا عبور مى‏كرد و ديد زنى براى نجاست بچه از نان به جاى كُهنه استفاده مى‏كند، به او گفت: واى بر شما، از خدايى بترسيد كه تغيير دادن نعمت شما براى او آسان است، آن زن گفت: گويا تو ما را از گرسنگى و قحطى مى‏ترسانى، تا وقتى نهر ثرثار ما جريان دارد، ما از گرسنگى بيمى نداريم.

خداوند عزّ و جلّ از اين كردار آنها به خشم آمد و نهر ثَرْثَار را خشك نمود و بارانى بر آنها نباريد و زمين چيزى نروياند، پس هر چه نان داشتند به مصرف رساندند، وقتى به گرسنگى دچار شدند، به آن نانهاى نجس هم محتاج شدند و آنها را ميان خود با ميزان و ترازو تقسيم كردند.(بحار ج‏63، ص: 268)

برداشت ما این نیست ای وای عجب! کفر نعمت دنیوی چه عواقبی دارد بلکه بحث ما چیز دیگر هست...

آب مایه حیات همه می باشد همانطور که آب دنیوی خشک شود حیات دنیوی نابود می شود حیات معنوی هم با خشک شدن اشک از بین می رود.

در حیات معنوی هرچه داریم از اشک هست اگر جاری شد بدانیم که حیات داریم و دیگر اعمال هم زنده و در حال رشد هست

ملاک و ترازوی برای کنترل حال خود و حتّی شناخت خود ، زود یا دیر یا حتّی نریختن اشک بر سیداشهدا (علیه السلام) می باشد.

قدر این نعمت را بدانیم ، این نعمت را بدانیم ، را بدانیم و بدانیم



:: موضوعات مرتبط: داستان های جالب از محبّت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392
دروغ و گول زدن تا کی ادامه دارد؟

اسحاق بن يعقوب گويد: من از محمّد بن عثمان (نائب خاص دوم در دوران غیبت صغری) درخواست نمودم نامه‏ مرا كه مشتمل بر پاره‏اى از مسائل مشكل است به ناحيه مقدّسه تقديم كند، پس از ارسال آن جوابى در پاسخ به پرسشهاى من به خطّ مبارك حضرت صاحب الزّمان (عليه السّلام) بدين مضمون بدستم رسيد:

... أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِي فِي غَيْبَتِي فَكَالانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَيَّبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ... (إحتجاج ج‏2، ص: 471)

ترجمه: امّا كيفيت انتفاعى كه مردم در غيبتم از من مى‏برند، مانند انتفاع از آفتاب پنهان در ابرها است.

گفته نشد دوران غیبت مثل شب است بلکه تعبیر این است که روز است و خورشید (وجود مقدس امام زمان) وجود دارد و می تابد فقط دیده نمی شود به عبارت دیگر فقط منبع نور دیده نمی شود.

حالا اگر اگه خورشید بود می توانستیم به او مستقیم نگاه کنیم؟   

چرا نور به این واضحی و آشکار را به بهانه پنهان شدن خورشید پشت ابر نمی بینیم؟

از آیة الله قاضی پرسیدند: آیا شما خدمت حضرت ولیّ عصر (ارواحنافداه) مشرّف شده اید؟

فرمودند :کور است هر چشمی که صبح از خواب بیدار شود ودر اوّلین نظر نگاهش به امام زمان (عج) نیفتد. (اسوه عارفان ص109)

نکته: بماند ، که می شود ثابت کرد که تابشِ نور امامت در دوران غیبت بیشتر از دوران قبل از غیبت می باشد.



:: موضوعات مرتبط: محبت اهل بیت
نويسنده : یا مهدی
تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392